تبليغاتX
دفتر یادداشت های من...

دفتر یادداشت های من...


آمدن

رفتن

دویدن

عشق ورزیدن

در غم انسان نشستن

پا به پای شادمانی های

مردم پای کوبیدن

کار کردن ، کار کردن

آرمیدن

زندگی زیباست...






سیاوش کسرایی

اردیبهشت 91


برچسب‌ها: رونویسی ها
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 21:44  توسط حمید  | 


دلم گرفت

چقد زود به استقبال عصر جمعه رفتم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 0:14  توسط حمید  | 


دلم گرفت

چقد زود به استقبال عصر جمعه رفتم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 0:8  توسط حمید  | 


اعتماد به نفس پیدا کزدم. کی گم کرده؟ مال کیه این؟

می ندازمش صندوق پستی

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:38  توسط حمید  | 


انقد که من دراز کشیدم ، پیکاسو نکشید

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:3  توسط حمید  | 


آدمیم که بخوام بند کفشام رو ببندم ازشون اجازه می گیرم





دیشب کرم های دندونم اومدن باهام گپ زدن

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:1  توسط حمید  | 


+ببخشید آقا قلم دارین؟

- نه متاسفانه همین یه قلمو نداریم


برچسب‌ها: مکالمه
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:0  توسط حمید  | 


یه آهنگی گذاشتم هیچی ازش نمی فهمم. البته هنوز اول آهنگه، چیزی نخونده. اصلا آهنگی پلی نشده

که ! من اصلا مگه کامپیوتر دارم؟ این قرص های من کجاست؟

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:57  توسط حمید  | 


احساس می کنم یه چیزیو یه جایی جا گذاشتم. ولی نمی دونم چیو کجا جا گذاشتم

پس غلط می کنم احساس می کنم.ینی چی؟این چه وضع صحبت کردن با بزرگتره؟هوم؟


برچسب‌ها: تاملات نابهنگام
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:24  توسط حمید  | 


دارم چایی می خورم.

یه قند گوشه ی لپم زندگی می کنه

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:55  توسط حمید  |