مردم آگاه را دنیا ؛ مصیبت خانه است...
بعله
مردم آگاه را دنیا ؛ مصیبت خانه است...
بعله
یکی رو هم می شناختم فامیلش کریم بود ، اسمش یـا !
پول نداشتم گوشت بخرم ، دمبم رو کباب کردم دادم بچه هام خوردن
از درد و دل های یک مارمولک
ایران: بیژن ! یه قولی بهم میدی؟
بیژن: تا چی باشه !
ایران : اینکه هیچوقت منو فراموش نکنی ، حتی اگه تَرکم کردی...
بیژن : قول لازم نداره ، وقتی یکی وارد ِ زندگی آدم بشه ، آدم بخواد نخواد اون جزئی از خاطراتشه !
ایران : حتی اگه بره ؟
بیژن : حتی اگه بره !
در چشم باد
لیلیلیلی حوضک
گنجشکه اومد آب بخوره (در واقع بنوشه، چون آب رو نمی خورن) افتاد تو حوضک
و در آخر انگشت های دست حرکات عجیب و غریب در می آورند...
مگه ما چی خواستیم غیر از یه اینترنت خوب ، یه چایی خوب ، یه هوای خوب ، یه شهر خوب ، یه بارون خوب...
امروز بیست و سه بار دیدم ، ولی دیروز رو بیست و دو بار!